فوتبال
آیا شما هم از آن دسته هستید که موهایتان می ریزد و دلیل و راه درمان آن را نمی دانید؟آیا به پزشک هم مراجعه کرده اید؟یا گمان برده اید ارثی است و به آن توجه نکرده اید؟
قصد دارم تا در این مطلب به ریزش مو، علل آن و راههای درمان آن بپردازم.
سیکل طبیعی رشد مو:
در هر زمانی 10% موهای سر شما در فاز استراحت هستند.بعد از گذشت 2 تا 3 ماه، موهای در فاز استراحت می ریزند و موهای جدید به جای آنها می رویند.این رویش حدود 2 تا 6 سال بعد تمام می شود.در این فاز، هر تار مو، ماهیانه 1 سانتیمتر رشد می کند.
بنابر این ریزش چند تار مو در هر روز به عنوان بخشی از این سیکل طبیعی است.اما بعضی افراد بیش از حد طبیعی ریزش مو دارند که می تواند در کودکان، مردان و زنان باشد.
علل ریزش مو:
علل متفاوتی می توانند سبب ریزش مو شوند.از آن جمله می توان به این دلائل اشاره کرد:
بیماری یا جراحی بزرگ: ممکن است حدود 3 یا 4 ماه پس از یک بیماری یا جراحی بزرگ، به طور ناگهانی تعداد زیادی از موهای خود را ازدست دهید که به علت استرس بیماری یا جراحی است و موقتی می باشد.
اختلالات هورمونی: اگر مشکل تیروئیدی داشته باشید، چه پرکاری و چه کم کاری، می تواند باعث ریزش موی شما شود.که با حل مشکل تیروئید، این مشکل هم حل می شود.
ممکن است هورمونهای زنانه( استروژن) یا مردانه( آندروژن) دچار عدم تعادل شده باشند که باز می تواند از علل ریزش مو باشد.متعادل کردن این هورمونها نیز به حل ریزش مو منجر می شود.
هورمون مردانه:هورمون مردانه(تستسترون) که می تواند به دی هیدروتستسترون(DHT) تبدیل شود، یکی از دلائل اصلی است.این هورمون هچنین می تواند توسط آدرنال و پوست سر هم ساخته شود.
چربی پوست سر:اگر پوست سر چرب باشد، ریزش مو بیشتر خواهد بود.
رژیم غذایی:مهمترین عامل ریزش مو، می تواند رژیم غذایی نا متعدل باشد.رژیم غذایی باید حاوی انواع مواد غذایی باشد.برای کاهش ریزش مو، غذای پر پروتئین و آهن کافی، لازم است.همچنین مصرف میوه ها، سبزی های تازه، سالادها و...نیاز است.
استرس:از دیگر عوامل مهم ریزش مو، استرس است.مانند: اضطراب، نگرانی و شوک ناگهانی.
حاملگی: بسیاری از زنان بعد از گذشت 3 ماه از بچه دار شدن خود متوجه ریزش موی شدید در خود می شوند.این موضوع به این دلیل اتفاق می افتد که در زمان حاملگی افزایش مقدار هورمونهای زنانه سبب می شود تا بدن موهایی را که باید می ریختند نگاه دارد و پس از حاملگی که سطح هورمونها نرمال می شوند، موهای اضافه ریزش پیدا می کنند.
داروها: بعضی داروها باعث ایجاد این مشکل می شوند.داروهایی مانند: داروهای ضد انعقاد خون( وارفارین، هپارین و...)، داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد نقرس، شیمی درمانی که برای سرطانها استفاده می شود، استفاده بیش از حد از ویتامین A و قرصهای ضد حاملگی.قطع این داروها به کاهش ریزش مو بسیار کمک کننده است.
عفونت: بعضی از عفونتها مانند عفونتهای قارچی باعث ریزش مو می شوند که با درمان آن با داروهای ضد قارچ، می توان از ریزش مو جلوگیری کرد.
بیماری: در بعضی از بیماریها می تواند روی دهد از جمله در لوپوس یا دیابت.
ریزش مو می تواند از علائم بعضی از بیماریها باشد.بنابراین تشخیص و درمان علت ریزش مو می تواند سبب کشف بیماری و درمان به موقع آن شود.
در بعضی از بیماریهای مزمن هم ممکن است دیده شود.مانند: سیفلیس، تیفوس، آنفلوآنزا، سرماخوردگی مزمن و کم خونی.
مراقبت نا مناسب: کشش بیش از حد موها از علل مهم ریزش مو است.
کمک پزشک به شما:
پزشک از شما سوالاتی در مورد رژیم غذایی، بیماریهایی که دارید یا داشته اید، روش مراقبت از موهایتان و همچنین داروهایی که مصرف می کنید، می پرسد.
اگر زن باشید در مورد سیکل قاعدگی، یائسگی و حاملگی خواهد پرسید.
ممکن است معاینات بدنی هم جهت کشف علل دیگر ریزش مو انجام دهد.در آخر هم ممکن است یک آزمایش خون یا حتی نمونه برداری لازم شود.
درمان:
بستگی به علت ریزش موی شما دارد.
یک رژیم غذایی مناسب با پروتئین کافی، ویتامین B کافی و مس، روی و ید کافی نیاز است.
اگر به دلیل عفونت باشد، درمان عفونت.
اگر به دلیل عدم تعادل هورمونی باشد، متعادل کردن آن.
اگر به دلیل دارو باشد، قطع دارو و جایگزینی آن با دارویی دیگر.
بعضی از داروها هم ممکن است به شما کمک کنند.در این مورد ماینوکسیدیل( Roagine) که بر روی پوست سر استفاده می شود و مردان و زنان می توانند از آن استفاده کنند. و فیناستراید( Propecia,Finpecia) که به صورت قرص است و فقط مردان می توانند استفاده کنند، وجود دارند.
دو داروی دیگر هم مشخص شده است که برای جلوگیری از ریزش مو موثرند اما فقط برای آن استفاده نمی شوند.به نامهای Avodart, Nizoral.
لطفا برای تشخیص دلیل و نوع ریزش موی خود حتما به یک متخصص پوست و مو و زیبایی مراجعه کنید و به طور خود سرانه دارویی را قطع نکنید.حتما با پزشک مشورت کنید.
شستشوی سر با مالش ملایم پوست سر، بعد از شستشو با آب سرد.
استفاده روزانه از روغنهای گیاهی، ماند روغن زیتون و نارگیل و...برای پوست سر.
انشاءالله که همیشه سالم و پیروز باشید.
وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در
برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبتبه شخصيتخود بوده از غير عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بيمارى از سرى نوروزهاى شديد مىدانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مىسازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.
روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مىكنند و آن را حالتى مىدانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيدهاى خاص، كه اغلب وهمآميز و اشتباه است آدمى را در بند خود مىگيرد، آنچنان كه حتى اختيار و اراده را از او سلب كرده و بيمار را وامىدارد كه حتى رفتارى را برخلاف ميل و خواستهاش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگى كار يا افكار خودآگاه است اما نمىتواند از قيد آن رهايى يابد.
وسواس به صورتهاى مختلف بروز مىكند و در بيمار مبتلاى به آن اين موارد ملاحظه مىشود :
اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ترديد؛شك در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.
علائم ديگر:در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جايى، درآوردن جامه خود، بيقرارى، بهانهگيرى، بىخوابى، بدخوابى، بىاشتهايى،... متجلى مىشود آنچنانكه به اطرافيانش اين احساس دست مىدهد كه نكند ديوانه شده باشد.
انواع وسواس:وسواسهايى كه تمام فكر و انديشه افراد را تحت تاثير قرار داده و احاطهشان مىكند معمولا بصورتهاى زير است:
وسواس فكرى:
اين وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مىدهد كه برخى از نمونههاى آن بشرح زير است:
انديشه درباره بدن:
بدين گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بيمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مىكند و در صدد بهدست آوردن دارويى جديد براى سلامتبدن است.
رفتار حال يا گذشته:
مثلا در اين رابطه مىانديشد كه چرا در گذشته چنين و چنان كرده؟ آيا حق داشته است فلان كار را انجام دهد يا نه؟ و يا آيا امروز كه مرتكب فلان عملى مىشود آيا درست مىانديشد يا نه؟ تصميمات او رواستيا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فكر وسواسى زمينه را براى تضادها و مغايرتهاى اعتقادى فراهم مىسازد. مسايلى در زمينه حيات و ممات، خير و شر، وجود خدا و پذيرش يا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مىدارد.
انديشه افراطى:
زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول يا رد آن استبا اينكه بيمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است كه گويى انديشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزير به دفاع از يك انديشه غلط مىسازد، از آن دفاع و يا آن را طرد مىكند بدون اينكه آن مساله كوچكترين ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارويى عقيدهاى افراطى پيدا مىكند بگونهاى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مىداند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتيجهاى دست نيابد.
2- وسواس عملى:
وسواس عملى به شكلهاى گوناگون خود را بروز مىدهد كه ما به نمونهها و مواردى از آن اشاره مىكنيم :
شستشوى مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همين امر را وسواس مىدانند و اين بيمارى در نزد زنان رايجتر است.
رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و اين امر حتى در افرادى ديده مىشود كه هيچگونه نياز مادى ندارند.
دقت وسواسى:
نمونهاش را در منظم كردن دگمه لباس و... مىبينيم و وضعيت فرد بگونهاى است كه گويى از اين امر احساس آرامش مىكند.
شمردن:
شمردن و شمارشها در مواردى مىتواند از همين قبيل بحساب آيد مثل شمردن نردهها با اصرار بر اين كه اشتباهى در اين امر صورت نگيرد.
راه رفتن:
گاهى وسواسها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از اين سو به آن سو راه مىرود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معين و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بين دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.
3- وسواس ترس:
صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محيط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.
4- وسواس الزام:
در اين نوع وسواس نمىتواند خود را از انجام عمل و يا فكرى بيرون آورد و در صورت رهايى از آن فكر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پديد خواهد آمد.
وسواس در چه كساني بروز مي كند؟
الف) در رابطه با سن
تجارب حيات عادى افراد نشان مىدهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و تدريجا رشد مىكند. اگر در آن ايام شرايط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دورهاى پديد مىآيد وگرنه بيمارى سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايى كه خود بيمار به ستوه مىآيد.
ب) در رابطه باهوش:
بررسيهاى علمى نشان دادهاند كه وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسىهايى كه داراى هوش اندك و يا با درجه ضعيف باشند بسيار كمند بر اين اساس رفتار آنها نبايد حمل بر كمهوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:
د) در رابطه با شخصيت و محيط:
تجارب نشان دادهاند آنهايى كه در زندگى شخصى حساسترند امكان ابتلايشان به بيمارى وسواس بيشتر است و غلبه وسواس بر آنها زيادتر است. در بين فرزندانى كه والدينشان معمولا محكومشان مىكنند اين بيمارى بيشتر ديده مىشود.
پارهاى از تحقيقات نشان دادهاند كه شخصيت والدين و حتى صفات ژنتيكى، روابط همگن خويى و محيطى در اين امور مؤثرند بهمين نظر وسواس در بين دوقلوهاى يكسان بيشتر ديده مىشود تا در ديگران، اگر چه ريشههاى اساسى و كلى اين امر كاملا مشهود نيست.
مساله شخصيت را اگر با دامنهاى وسيعتر مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين امر حتى در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بيمارى هيسترى است كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده ديده مىشود، در جوامع بظاهر متمدن و پيشرفته و حتى در بين افراد هوشمند هم بميزانى قابل توجه ديده مىشود.
ريشههاى خانوادگى وسواس
در مورد ريشه و سبب اين بيمارى مطالب بسيارى ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابتها، منعها و... كه ما ذيلا به مواردى از آن اشاره مىكنيم.
الف) وراثت:
تحقيقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسيها، اين بيمارى را از والدين خود به ارث بردهاند، اگرچه گروهى ديگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قايل شدهاند، انتقال زمينههاى عصبى مىتواند ريشه و عاملى در اين راه باشد.
ب) تربيت :
در اين مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارتند از:
1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان اين است كه پنجاه درصد وسواسهاى افراد در سنين جوانى و پس از آن از دوران كودكى پايهگذارى شده و تاريخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ويژهاى است كه در آن كشمكشها و مقاومتها و سرسختىهاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواستههاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
2- شيوه تربيت:در پيدايش گسترش وسواس براى شيوه تربيت والدين نقش فوق العادهاى را بايد قايل شد. بررسيها نشان مىدهد مادران حساس و كمال جو بصورتى ناخودآگاه زمينه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مىكنند و مخصوصا والدينى كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقيق مىخواهند و انعطاف پذيرى كمترى دارند در اين رابطه مقصرند. تربيتخشك و مقرراتى در پيدايش و گسترش اين بيمارى زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است.
3- تحقير كودك:عدهاى از بيماران وسواسى كسانى هستند كه دائما اين عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضهاى هستى، لياقت ندارى، در خور آدم نيستى، بدرد زندگى نمىخورى... و از بابت عدم لياقتخود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد ركوفتشنيده و تنبيه شدهاند. اين گونه برخوردها بعدا زمينه را براى ناراحتى عصبى و يا وسواس آنها فراهم كرده است.
4- ناامنىها:پارهاى از تحقيقات نشان دادهاند برخى از آنها كه دوران حيات كودكى آشفتهاى داشته و با ترس و نا امنى همساز بودهاند بعدها به چنين بيمارى دچار شدهاند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشتهاند كه نكند كار و رفتارشان مورد تاييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكى براى راضى كردن مربيان خود مىكوشيدند و سعى داشتهاند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باريكبينى و موشكافى وارد شوند.
5- منعها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منعهاى شديد دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيريهاى بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد معلوم نيست عاقبتخوش و ميمونى داشته باشد.
6- خانواده افراد وسواسى: بررسيها نشان دادهاند:
- اغلب وسواسىها والدين لجوج داشتهاند كه در وظيفه خواهى از فرزندان سماجتبسيار نشان مىدادهاند.
- ايرادگير و عيبجو بودهاند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مىديدند، آن را به رخ فرزندان مىكشيدند.
- خسيس و ممسك بودهاند به طورى كه كودك براى دستيابى به هدفى ناگزير به شيوهاى اصرارآميز بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بودهاند و كودك سعى مىكرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود. (6)
درمان :
براى درمان مىتوان از راه و رسمها و وسايل و ابزارى استفاده كرد كه يكى از آنها تغيير محيطى است كه بيمار در آن زندگى مىكند.
1- تغيير آب و هوا: دور ساختن بيمار از محيط خانواده و اقامت او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگى در يك منطقه خوش آب و هوا براى تخفيف اضطراب و درمان بيمار اثرى آرامش بخش دارد و اين امرى است كه اولياى بيمار مىتوانند به آن اقدام كنند.
2- تغيير شرايط زندگى:از شيوههاى درمان اين است كه زندگى بيمار را در محيطى ديگر بكشانيم و وضع او را تغيير دهيم. او را بايد به محيطى كشاند كه در آن مساله حيات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصيت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسيهاى تجربى نشان مىدهند كه در مواردى با تغيير شرايط زندگى و حتى تغيير خانه و محل كار و زندگى بهبود كامل حاصل مىشود.
3- ايجاد اشتغال و سرگرمى:تطهيرهاى مكرر و دوبارهكارىها بدان خاطر است كه بيمار وقت و فرصتى كافى براى انجام آن در خود احساس مىكند و وقت و زمانى فراخ در اختيار دارد. بدين سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زيادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات يكى پس از ديگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبتبه برخى از امور بىاعتماد گردد، از جمله وسواس.
4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را بايد از گوشهگيرى و تنهايى بيرون كشاند. زندگى در ميان جمع خود مىتواند عاملى و سببى براى رفع اين التباشد. ترتيب دادن مسافرتهاى دستجمعى كه در آن همه افراد ناگزير شوند شيوه واحدى را در زندگى پذيرا شوند، در تخفيف و حتى درمان اين بيمارى مخصوصا در افرا كمرو مؤثر است.
5- شيوههاى اخلاقى:رودربايستىها و ملاحظات فيمابين كه هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زيادى سبب تخفيف اين بيمارى مىشود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شيرينى، بويژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بيمارند در امر سازندگى بيمار بسيار مؤثر است و مىتواند موجب پيدايش تخفيف هايى در اين رابطه شوند و البته بايد سعى بر اين باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود روح بيمار را نيازارد. احياى غرور بيمار در مواردى بسيار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذيرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بيمار قدرت مىدهد. بايد گاهى غرور فرد را با انتقادى ملايم زير سؤال برد و با كنايه به او تفهيم كرد كه عرضه اداره و نجات خويش را ندارد تا او بر سر غرور آيد و خود را بسازد. بايد به او القا كرد كه مىتواند خود را از اين وضع نجات دهد. همچنين بايد به بيمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.
6- تنگ كردن وقت:بيش از اين هم گفتهايم كه گاهى تن دادن به ترديدها ناشى از اين است كه بيمار خود را در فراخى وقت و فرصتببيند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنين مواردى لازم استبا استفاده از متون و شيوههايى او را به كارى مشغول داريد به امر و وظيفهاى او را وادار نماييد تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزير شود با سر هم كردن عمل و وظيفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست استسريعا انجام دهد. تكرار و مداومت در چنين برنامهاى در مواردى مىتواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.
7- زيرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بيمار چارهاى نداريم جز اينكه به او القا كنيم به قول معروف به سيم آخر بزند، حتى با پيراهنى كه آن را او نجس مىداند و يا با دست و بدنى كه او تطهير نكرده مىشمارد و به نماز بايستد و وظيفهاش را انجام دهد. به عبارت ديگر بيمار را وا داريم تا همان كارى را كه از آن مىترسد انجام دهد. تنها در چنين صورت است كه در مىيابد هيچ واقعهاى اتفاق نمىافتد.
شيوههاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روانپزشكى:اگر رفتار و يا عمل وسواسى شديد شود نياز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در اين زمينه اقدام كند. كسى كه تعليمات تخصصى و تحصيلىاش در روان پزشكى او به او اجازه مىدهد كه براى شناخت ريشه بيمارى و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشهيابىها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناختخويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايى تجويز كنند و يا شيوههاى ديگرى را براى درمان لازم مىبينند بكار گيرند.
بيماران را گاهى لازم است كه در مؤسسات روانپزشكى و گاهى هم در بيمارستانها به طرق روانكاوى و رواندرمانى درمان نمايند و در موارد ضرور بايد آنها را بسترى نمود. درمان بيمارى براى برخى از افراد بسيار ساده و آسان و براى برخى ديگر بسيار سخت است ; بويژه كه شرايط اقتصادى و اجتماعى بيمار هم در اين امر مؤثر است.
ب) روان درمانى:اين هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو يا روانشناس صورت مىگيرد و آن يك همكارى آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ريزى مشخصى به پيش مىرود. درمان اختلال بهصورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مىگيرد. در اين درمان گاهى هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براى يك تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به اين جنبهها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف - اصلاح محيط: و غرض محيط زندگى بيمار، توجه به امنيت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبههاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعاليتهاى تفريحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشاركتها در امور،... است.
ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق بجانبى براى بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خوددارى از سرزنش و... .
ج - روانكاوى و روان درمانى:كه در آن تلاشى براى ريشهيابى، ايجاد زمينه براى دفاع خود بيمار از وضع و حالات خود گشودن عقدهها، توجه دادن بيمار به ريشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و...
با سلام دوباره.از اينکه دوباره فرصت کردم تا مطلبي بنويسم بسيار خوشحالم و اميدوارم که تا اينجا از تمام مطالب بهره کافي برده باشيد.
آيا تا کنون اسم Ecstasy(اکستازي) را شنيده ايد؟آيا مصرف هم کرده ايد؟!!در هر صورت امروز تصميم گرفتم که در مورد اين ماده مخدر که کم کم رواج يافته و روز به روز بيشتر مي شود و سوالات زيادي هم درباره آن مطرح است، مطلبي هرچند کوتاه بنويسم.اميدوارم که استفاده کنيد!(منظورم از مقاله است!!!)
Ecstasy(3,4-MethyleneDioxyMethAmphetamine) : در بين عامه مردم اسمهاي ديگري نيز دارد از جمله: X,E,MDMA,Roll,Adam,XTC .
Ecstasy از حدود نيمه هاي دهه 1960 به نوان آمفتامين با عوارض کمي براي کاهش افسردگي وارد بازار شد و به صورت کوتاه مدت باعث بهبود اين مشکلات شد اما به دليل سوء مصرف باعث مشکلات زيادي مي شود که باعث شده از آن به عنوان يک ماده مخدر نام برده شود.
اين دارو به صورت قرص مصرف مي شود.معمولا در پارتي ها و مهمانيهايي که به مدت زياد به رقص و پايکوبي مي پردازند(raves)، استفاده مي شود.
اين قرص از موادي که باعث توهم زايي مي شوند هم تشکيل شده است.اين قرص زماني که ساخته مي شود،نظارتي بر روي آن صورت نمي گيرد و ممکن است که از مواد ديگري هم ساخته شود(زيرا در کارخانه هاي معتبر ساخته نمي شود و يکي از دلايلي است که باعث شده به عنوان قاچاق معرفي شود).
از لحاظ رواني اين قرص باعث اعتياد به آن هم مي شود که بسيار خطرناک است.تا حدي که 300 ميليگرم از آن مي تواند سبب مرگ يک دختر 15ساله شود.
اثرات کوتاه مدت:
اکستازي باعث افزايش انرژي و توهم در فرد مي شود.مصرف کنندگان مي گويند که بعد از مصرف دوست دارند به ديگران نزديک شده و با آنها تماس داشته باشند.از ديگر اثرات آن مي توان به: دندان قروچه غير ارادي، کاهش اعمال مهاري، لرز با يِا بدون تعريق زياد، تاري ديد، افزايش ضربان قلب و فشار خون، احتمال بروز تشنج و...اشاره کرد.
مواد تحريکي موجود در قرص مي توانند باعث شوند تا مصرف کننده به طور باورنکردني و طولاني مدت برقصد که اگر در اين شرايط گرما و شلوغي (مثلا در يک پارتي) هم باشد ممکن است سبب تب و از دست دادن آب بدن(به شکل عرق) شود.اين شرايط مي تواند منجر به از دست دادن عملکرد عضلات، کليه، قلب و کبد شود.در اين صورت مي توان مرگ را هم ديد.
حتي بعد از اين اثرات مشکل در خواب، اضطراب و افسردگي هم ديده مي شود.
اثرات طولاني مدت:
استفاده مکرر از اکستازي(و يا اعتياد به آن) مي تواند سبب از بين رفتن و تخريب سلولهاي ترشح کننده سروتونين شود.اين سلولها نقش مهمي در حالت روحي افراد، حافظه، يادگيري، درد و اشتها دارند.که تخريب آنها سبب اختلال در عمل آنها مي شود.(اختلال در حافظه و يادگيري، کم اشتهايي، افزايش احساس درد، افسردگي و اضطراب).
در ضمن اين قرصها در انواع نامهاي تجاري و با آرمهاي مختلف ساخته مي شوند.مثل:ميتسوبيشي،موتورولا و...
حال بايد از کساني که از اين ماده خطرناک استفاده مي کنند پرسيد که آيا حالت سرخوشي موقت به اين همه اختلال و شايد مرگ مي ارزد؟؟!!
هر گاه کسی اموالی نزد مردم داشته باشد و مردم از پس دادن آن طفره روند این دعا را زیاد بخواند تا اموالش برگردد.
(( یا مذل کل جبار عنید به قهر عزیز سلطانه))
متولد:۲۸اکثیر ۱۹۸۱ ویگانتیس جمهوری چکـــــــــــــــــــــــــــ
قد:۱۸۲ س م
وزن:۷۶ کیلو گرم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باروش که در کشور خود به(مارادونا)شهرت دارد یکی از بهترین مهاجمان حال حاضر جهان است
این بازیکن فوتبال حرفه ای را از تیم یانیک استروای چک آغاز کرد
درخشش و دو مقام قهرمانی ونایب قهرمانی باروش به همراه جمهوری چک در مسابقات امید های اروپا
درسال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲ راهی بود برای معرفی باروش به بهترین سطح فوتبال جهان
میلان باروش در سال ۲۰۰۱ با وجود پیشنهادهایی از باشگاه های معتبر اینتر میلان-بروسیا دورتموند و
یوونتوس راهی فوتبال جزیره شد و در ازای سه و چهار دهم میلیون پوند به جمع شاگردان جولیه
سرمربی بخت این تیم به جمع بزرگانی همچون مایکل اوون و امیل هسکی راه یافت
باروش در ۶۱ باری که پیراهن لیورپول را بر تن کرده است ۱۴ گل به ثمر رسانده
این بازیکن که در سال ۲۰۰۰ برترین بازیکن جمهوری چک شناخته شد در مسابقات فوتبال بازی های
المپیک سیدنی تیم کشورش را همراهی کرد و در سال ۲۰۰۲ به دعوت بروکنر به عضویت تیم ملی چک
در آمد و تا کنون در بیش از ۳۰ بازی ملی ۲۶ گل به ثمر رسانده است
دوازدهمین دوره ی مسابقات جام ملت های اروپا فرصتی بود برای نمایش دبوغ فراوان باروش در خط
حمله و با گل های زیبایی که در بازی مقابل لتونی -هلند-آلمان و دانمارک به ثمر رساند به عنوان بهترین
گلزن این پیکارها انتخاب شد(۵ گل)
میلان باروش که بدلیل مصدومیت در نیمی از فصل گذشته ی فوتبال دسته ۱ برتر انگلیس از همراهی
لیور پول محروم بود از امید های این تیم در مسابقات فصل آینده ی جام باشگاه های اروپا و بنیتز
سرمربی جدید لیورپول است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



سا یت:باروش
خواننده:EMZIP3R
یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
یه نفر می شینه و اسکناساشو میشماره
می خواد امتحان کنه که داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ولی پولشو نداره
یکی دفترش پر نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
یه نفر تولدش مهمونیه همه میان
یکیم تقویم واسه خط زدن نداره
یکی هفته ای یه روز پزش کشون میاد خونش
یه جا دیگه یکی داره میمیره خرج مداوا نداره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعضی قلبا دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی توش داره که دنیا نداره
همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالم
اما یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
تو کلاس صحبت چیزی میشه که همه دارن
یکی می پرسه اخه چرا بابای ما نداره؟
یکی فکر اخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که شب و روز نخورده نا نداره
دخترک می گه خدا چرا ما...مامانش می گه
عوضش دخترکم خونه ی اونا لیلا نداره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل
مگه درس و مشق و شور و رویا نداره
یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
آدما از یه جا اومدن همه میرن یه جا
اون جا فرقی بین فقیر و دارا نداره
کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
با نمی شه با نمی خوام با نشد با نداره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعضی قلبا دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی توش داره که توی دنیا نداره
همیشه تو دنیا کلی فرق بین ادما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره![]()